تبليغاتX
افکار دیجیتال
مالك ملك وجود، حاكم رد و قبول ×× هر چه كند جور نيست، ور تو بنالي جفاست
اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم... اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم... اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم... اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم.

هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 9:20  توسط مهدی  | 

"جمله سازي"

شدند-عده-حين-اين-موفق-كميل-را-دعاي-كنند-در

-دستگير-قرائت

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 11:34  توسط مهدی  | 

آن که از سنبل او غاليه تابی دارد باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد
از سر کشته خود می‌گذری همچون باد چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد
ماه خورشيد نمايش ز پس پرده زلف آفتابيست که در پيش سحابی دارد
چشم من کرد به هر گوشه روان سيل سرشک تا سهی سرو تو را تازه‌تر آبی دارد
غمزه شوخ تو خونم به خطا می‌ريزد فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد
آب حيوان اگر اين است که دارد لب دوست روشن است اين که خضر بهره سرابی دارد
چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر ترک مست است مگر ميل کبابی دارد
جان بيمار مرا نيست ز تو روی سال ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
کی کند سوی دل خسته حافظ نظری چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد


تعبیر:همراه هر خوشی و شادی رنج و حسرت است. باید آن را تحمل کرد. از دوری دوست در رنج و عذابی. راه رسیدن به او دشوار نیست. اگر عاشقی، صادق باش و ریا و تزویر را از خود دور کن. قدر لحظه ها و فرصت ها را بدان.

 

در ضمن سالروز تولد حافظ هم هست



۲۰/۰۷/۱۳۸۸
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 10:45  توسط مهدی  | 

اون گارد ويژه ها هستن كه خيلي خفنن

اونايي كه شبيه آدم آهني هستند رو ميگما

اونا شبا كجا مي خوابن؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 15:5  توسط مهدی  | 

به اطلاع امت شهيد پرور ميرسانيم، امروز  گلدان چيني ۳۸ ساله
 
يادگار پدر بزرگ را كه به مادر تعلق داشت، حين بازي فوتبال توسط
 
يك شوت سهمگين شكسته ايم.
 
فعلا در اتاق قايم شده ايم كه وقتي مادر بيدار شد ما را نكشد.
 
هماهنگ كرده ايم كه مسئوليتش را من بر عهده بگيرم
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 8:4  توسط مهدی  | 

جديدترين ضرب المثل چيني مي گويد:


يک ايراني اگر هواپيمايش سقوط نکند،

از حوادث رانندگي جان سالم به در ببرد،

 زندانی و شکنجه نشود،

 زلزله زير آوار لهش نکند و در گودال وسط چهارراه ناپدید نشود،

 حتماً از خوشحالي خواهد مرد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 8:33  توسط مهدی  | 

به اعتقاد من تمام انسان ها به سه گروه اصلي تقسيم بندي ميشن

گروه اول اونايي كه آهنگ زد بازي رو دوست دارند

گروه دوم اونايي كه وانمود ميكنن آهنگ زد بازي رو دوست ندارن

و گروه سوم !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 9:33  توسط مهدی  | 

نشستيم و گوش كرديم و ديديم و فيس بوك رفتيم و متقاعد شديم و سبز شديم و موج داديم و راي داديم و غصه خورديم و به پا خاستيم و باتوم خورديم و فحش شنيديم و بيست و سي ديديم و تحليل كرديم و ...

يك واژه جديد در زبان پارسي متولد شد.

اعترافاندن !!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 11:14  توسط مهدی  | 

گنج قارون رو مي فهمم

عمر نوح رو هم متوجه شدم

ولي اين كه ميگن صبر ايوب يعني چي؟

برا چي صبر مي كرده اونقدر؟!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 9:21  توسط مهدی  | 

با اين نتايجي كه براي انتخابات اعلام كردند

ديگه حس مي كنم به حماقتم توهين شده!

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 8:57  توسط مهدی  | 

دائم دارم به خودم دلداري ميدارم

به اين اميد كه تقلب شده باشه

تا بيشتر از اين از هموطنانم نا اميد نشم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 9:45  توسط مهدی  | 

عزمم را جزم كرده ام

كه امسال

اشتباهاتي بهتر از پارسال داشته باشم !

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 15:6  توسط مهدی  | 

تراژدي:

وقتي كه عجله داري و اون خانمه داره تمام كارهايي رو كه

يه خودپرداز ممکنه انجام بده تست می کنه 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 7:35  توسط مهدی  | 

ماهواره اميد هم حكايتي شده ها

به نظر من كه جنبه هم مهمه

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 7:23  توسط مهدی  | 

قوانین مورفی

 

- هیچ چیزی به آن آسانی که به نظر می‌رسد نیست

- هر كاری بیش از آن حدی که تصور می‌شود طول خواهد کشید.

- اگر احتمال خراب شدن چندین چیز وجود داشته باشد،‌ آن یک خراب می‌شود که بیش‌ترین خسارت را بزند.

- وقایع خودبه‌خود تمایل به بدترشدن دارند

- اگر به نظرمی‌آید که همه چیز به خوبی پیش می‌رود،‌ پس حتما از چیزی صرفنظر کرده‌اید.

- طبیعت همیشه طرفدار خرابی‌های پنهان است.

- غیرممکن است که چیزی را بی‌خدشه ساخت چون احمق‌ها نابغه‌اند.

- هرگاه برنامه‌ریزی بکنی که چیزی را انجام دهی،‌ حتماچیزدیگری به وجودمی‌آید که باید قبل‌اش انجام دهی

- هر راه‌حلی مسایل جدیدی را بوجود می‌آورد.

- احتمال آنكه يك شي آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!

- هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان مي رود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)

- شما هرموقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو مي كنيد مي يابيدش!

- هیچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت!

- زمانيكه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد!

- هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده!!

- وسائل نقلیه مثل اتوبوس وهواپیما وقطاردیرترازموعد حرکت می کنن مگرآنکه شما دیربرسی اون موقعه حتما سروقت رفته.

- هشتاد درصد امتحانات پایان ترم براساس کلاسی است که در آن غایب بوده ای.

- در صورتیکه شانس انجام درست یک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.

- زمانيکه مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك کنيد، هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد!

- قانون بقاء کثيفي : براي تميز کردن هرچيزي، چيز ديگري بايد کثيف گردد!!

- اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد!

- اگر حق با شما باشد، هيچكس حرف شما را باور نخواهد کرد!

- جاده رسيدن به موفقيت، همواره در دست ساختمان است!

- هرگاه چيزي را دوربياندازيد به محض آنكه ديگربه آن دسترسي نداشته باشيد، به آن نياز پيدا خواهيد کرد!

- هرچه عقيده اي مسخره تر باشد، احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!!

- دود سيگار همواره به سمت افراد غيرسيگاري حرکت خواهد کرد، بدون توجه به سمت وزش باد!

- جاي پارك مناسب ماشين، هميشه سمت ديگر خيابان مي باشد!

- براي هرعملي، يك انتقاد مخالف آن وجود دارد!!

- دوستان مي آيند و مي روند، اما دشمنان انباشته مي گردند!

- هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد که علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده، روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد!

- تقريبا داخل شدن به کاري، از خارج شدن از آن آسانتر است!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 16:1  توسط مهدی  | 

اگر در درک شرایط فعلی اقتصادی جهان مشکل دارید، ممکن است داستان زیر به
شما کمک کند:

 

روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستایی‌ها اعلام
کرد که برای خرید هر میمون
۱۰
دلار به آنها پول خواهد داد. روستایی‌ها هم
که دیدند اطراف‌شان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان
کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت
۱۰
دلار از آنها خرید ولی با کم شدن
تعداد میمون‌ها روستایی‌ها دست از تلاش کشیدند. به همین خاطر مرد این‌بار
پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها
۲۰
دلار خواهد پرداخت. با این شرایط
روستایی‌ها فعالیت خود را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی باز هم کمتر و
کمتر شد تا روستایی‌ان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ
کشتزارهای‌شان رفتند. این بار پیشنهاد به
۲۵
دلار رسید و در نتیجه تعداد
میمون‌ها آن‌قدر کم شد که به سختی می‌شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد.
این‌بار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هر میمون
۵۰ دلار خواهد داد
ولی چون برای کاری باید به شهر می‌رفت کارها را به شاگردش محول کرد تا از
طرف او میمون‌ها را بخرد. در غیاب تاجر، شاگرد به روستایی‌ها گفت: «این
همه میمون در قفس را ببینید! من آنها را به
۳۵
دلار به شما خواهم فروخت
تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به
۵۰
دلار به او بفروشید.» روستایی‌ها
که [احتمالا مثل شما] وسوسه شده بودند پول‌های‌شان را روی هم گذاشتند و
تمام میمون‌ها را خریدند... البته از آن به بعد دیگر کسی مرد تاجر و
شاگردش را ندید و تنها روستایی‌ها ماندند و یک دنیا میمون!...

 

به وال‌استریت خوش آمدید

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 12:27  توسط مهدی  | 

دیروز آزادی

امروز جمهوری

شاید فردا نوبت استقلال است.

تا آفریقا و قدس برای همیشه بمانند!

امیدوارم برایم تبعات حقوقی نداشته باشد

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 8:55  توسط مهدی  | 

خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبیدا این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
 
گفت:
«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.» خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...» نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 7:25  توسط مهدی  | 

يكي ديگر از مشكلاتي كه ما در ايران با آن

دست به گريبانيم

تداخل زماني برنامه ۹۰ با برخي برنامه هاي

مستهجن ماهواره است

خواهش ميكنم مسئولين رسيدگي كنند!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 8:11  توسط مهدی  | 

اگر نامه اي مينويسي به دريا

                   ........بنويس

اگر نامه اي مينويسي به خورشيد

                  ........بنويس

اگر نامه اي مينويسي به خدا

                 سلام مرا نيز بنويس

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 10:42  توسط مهدی  | 

بعضي وقتا، ديدن بعضي عكسها، روي بعضي از ديوارها،

توي بعضي از فيلمها، وقتي روي يك ديوار بعضي اتاقها،

يه حس خاصي رو تو آدم زنده ميكنه

من كه از ديروز حسابي درگيرشم

سه زن رو ميگم.

ببيني ميفهمي كدوم عكس رو ميگم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 14:27  توسط مهدی  | 

در عجبم از اين كساني كه از اتمام  ماه رمضان ناراحتند

هر چند كه بيشتر با خدا تعارف ميكنند و وانمود ميكنند كه ناراحتند

يا اهل تزويرند و يا از ۲۹ روزه ۲۲تايش را پيچانده اند

من كه به نوبه خود خوشحال و مسرورم

آخه همش رو گرفتم،

ميفهمي.... همش رو

تا چه قبول آيد و چه در نظر افتد

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 17:8  توسط مهدی  | 

تو اين ماه رمضون اينقدر دروغ گفتم كه ...

اين اعتراف رو اينجا نوشتم كه هميشه يادم بمونه

در ضمن اگر قرار بود شما هم بخونيدش همرنگ نمي كردم

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 17:7  توسط مهدی  | 

بهم ميگه اگر مرجع تقليد ميشدي الان

۶ ميليارد نفر مسلمون داشتيم

بد هم نميگه ها

اصلا شايد همه چيز رو ول كردم و رفتم نجف

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 16:33  توسط مهدی  | 

من كماكان معتقدم

چاي با ليوان و نوشابه با استکان

در ضمن من اعتقادات ديگري هم دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 14:59  توسط مهدی  | 

دویدم و دویدم

.

.

.

.

خدایا، الو الو، اگر صدا قطع و وصل نميشه

عارضم خدمتتون كه اگر ناراحت نميشيد من بريدم

.

.

.

.

بريدم و بريدم

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 10:27  توسط مهدی  | 

"اي دل چه انديشيده اي

در عذر اين تقصيرها"

راست ميگه ها!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 10:40  توسط مهدی  | 

به اطلاع همشهريان عزيز ميرساند:

از اول ماه پر فيض و بركت رمضان،

ماه ضيافت خدا،

 حليم با گوشت گوسفندي تازه و روغن حيواني

 و آش رشته اعلا موجود ميباشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 10:34  توسط مهدی  | 

چگونه يك تماشاگر نما باشيم (چون ما پرسپوليها با جنبه ايم، در مورد خودمان مينويسم)

ملزومات و وسايل مورد نياز

-لباس قرمز جيغ، پرچم قرمز، يك بطري نوشابه خانواده محتوي  آب يخ زده،

دو پاكت سيگار بهمن،

دستور العمل عزيمت به استاديوم:

براي اين كار مي توانيد از اتوموبيل شخصي و يا اتوبوس هاي شركت واحد استفاده كنيد. ولي اگر قصد لذت بردن از طول مسير را نيز داريد اتوبوس هاي واحد پيشنهاد ميگردد. براي افراد مبتدي تحمل دقايق ابتدايي مسلما سخت و نفرت انگيز خواهد بود. ولي اگر بتوانيد تنها 10 دقيقه تحمل كرده و همرنگ جماعت گرديد، نه تنها ديگز معذب نخواهيد بود، بلكه كاملا با محيط مانوس شده و از اينكه اتوبوس را انتخاب كرده ايد از خودتان راضي خواهيد بود.براي همراهي با اين تماشاگر نماها اعمال زير توصيه ميگردد.

- رنگ آميزي مو، صورت و دستها به رنگ قرمز و تغيير كلي چهره به نحوي كه در صورت روبرو شدن با هر فردي، آن شخص از شدت ترس تا سه شبانه روز خواب و خوراك نداشته باشد.

- بيرون آوردن پرچم ازپنجره و ترجيحا پنجره پشت راننده به طوريكه با وزش باد، پرچم به آينه بچسبد و ديد راننده مختل گردد.(حتما دقت كنيد استفاده اشتباهي از پرچم آبي به قيمت جان خودتان تمام خواهد شد)  بهتر است براي پرچم از دسته بلند استفاده كنيد تا توانايي فرو كردن پرچم از طريق پنجره هاي اتوبوس به دورن ماشين كناري  و چشم راننده را هم داشته باشيد.

- بيرون آوردن بيش از نيمي از بدن خود به بيرون از پنجره ها به قسمي كه انگار قصد خودكشي داريد(لازم به ذكر است كه نزديك به 200 نفر درون اتوبوس هستند، ولي نزديک به نيمي از صندليها خالي خواهند ماند)

- با رسيدن به استاديوم به جاي خارج شدن از در (با وجود رايگان بودن) از پنجره خارج شويد تا هيجان داشته باشد.

-  براي ورود به استاديوم حتما بليط 1000 توماني  بخريد تا در طبقه بالا مستقر شويد. با استقرار در طبقه بالا ضمن تسلط كامل بر تمام ورزشگاه، امكان پرتاب اشياء و افراد را به طبقه پايين دارد ( طبق قانون جاذبه پرتاب افراد از طبقه پايين به بالا بسيار مشكل است)

دستور العمل اعمال قبل از بازي:

منظور از جمله قبل از بازي همان 6 ساعت مانده به شروع بازي است كه اكثر بازيكنان و مربيان و تمام كساني كه مستقيما به بازي مرتبط مي شوند هنوز از خانه خارج نشده اند.

- مشاركت فعال در موج دادن مكزيكي(گرفتن و پس دادن)، همراهي با تماشاگر نماها(85000 نفر از حضار) در فحاشي ركيك و نيمه ركيك  به بازيكنان، مربيان، هواداران تيم استقلال و سپاهان.                                                    – كشيدن سيگارهاي پي در پي و بي دليل، صرفا براي اينكه اين 5 ساعت بگذرد.

- تكان دادن پرچم به اين سو و آن سو به نحوي كه چشم و چال اين طرفي و آن طرفي بي نصيب نماند.

دستورالعمل اعمال حين بازي:

-در حين بازي به هيچ وجه  تيم محبوب خود را تشويق نمي كني.بلكه با بروز هر گونه اشتباه از سوي بازيكن خودي يا هر گونه حركت تكنيكي از سوي بازيكن حريف، فرد موصوف را به باد فحش و ناسزا با صداي بلند ميگيريد.

در صورت بروز هرگونه اشتباه از سوي داور و با توجه به اينكه او مطمئنا صحنه را از 2 متري نمي بيند و شما از 100 متري ميبينيد، داور، كمك داور، كميته داوران و ... را از طريق خواهر يا مادرشان مورد عنايت قرار داده و يك سيگار روشن ميكنيد.

--تبصره: با توجه به جريمه شدن تيم در صورت فحاشي هواداران ميتوانيد از طريق تذكر مودبانه به صورت شعارهاي جمعي از قبيل شير شماور و يا اينكه شعار دو منظوره" توپ تانك فشفشه  داور دقت كن"، اباء و اجداد داور را در قبر مورد ويبره قرار دهيد.

- در صورت زدن گل توسط تيم خودي ناگهان از جا پريده و بهترين بازيكن حريف را مورد فحاشي قرار دهيد.

- در صورت خوردن گل توسط تيم خودي نيز همان  كار را تكرار كنيد

- به كل بازيكنان، مربيان، تداركات، مدير عامل، همشهريان و هم استانيهاي تيم مقابل فحش داده و آنها را به سوراخهاي يك آبكش تشبيه كنيد.

- بعد از خودن گل توسط تيم خودي، هر دو چشم خود را بسته و بطري يخ را به هر سمتي كه رفت پرتاب كنيد. لازم به ذكر است كه نفر كناري بايد كاملا هوشيار بوده و ضمن تعقيب دقيق مسير بطري،  بايد محل دقيق اصابت را به شما نشان دهد.

- بعد از اين عمل مطمئننا پليس ورزشگاه،  شخص ديگري را اشتباها به جاي شما دستگير ميكند كه شما و سايرين ضمن سر دادن شعار "ولش كن ولش كن پليس آل سعود" مراتب همدردي خود را به آن فلك زده اعلام ميكنيد.

دستور العمل خروج از استاديوم:

- در صورت برد تيم خودي، ضمن حمايت از افشين امپراطور،به صورت دسته هاي عزادار(همانند ايام تاسوعا)، همراه با سينه زني  خواهر و مادر امير قلعه نويي را به وي يادآور شده و برايشان كري ميخوانيد.                                  – در صورت باخت تيم خودي  مغمومانه از ورزشگاه  خارج شده، و به هر كس كه دلتان خواست از جمله داور فحش ميدهيد.

- سوار اتوبوس شده و منتظر ميمانيد تا سقف اتوبوس نيز پر شود

- حين حركت اتوبوس تمام شيشه ها را از جا كنده تا باد به داخل بيايد، اگر از نگه داشتن شيشه ها در  دستتان خسته شد ميتوانيد آنها را به كف آسفالت خيابان يا يزرگراه انداخته، تا ضمن ايجاد ترافيك، از اين كارتان احساس شور و شعف كنيد.

- به هنگام عبور از تونل رسالت،  با  تقليد اصوات اقسام حيوانات از قبيل خر، گاو، ميمون و .. ، حس عبور يك مجموعه كامل باغ وحش سيار را در اذهان ايجاد كنيد

- حين توقف پشت چراغ قرمز، گفتن انواع متلكها به سليقه خودتان به دخترهاي ماشين بغلي آزاد است

- براي اطلاع از نتيجه همان مسابقه اي كه براي تماشايش به ورزشگاه رفته بوديد، از راننده بخواهيد راديو را روشن كند

- در صورت برد تيم خودي، از راننده اتوبوس، راننده ماشين بغلي، افسر سر چهارراه ... بخواهيد كه 10 ثانيه قر بدهند. آنها ابتدا مقاومت ميكنند ولي در نهايت تسلیم ميشوند.

به خانه رفته و بي صبرانه منتظر مسابقه بعدي ميمانيد

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 13:40  توسط مهدی  | 

شانس من تو زندگي اينه كه تنها پارتي من خداست

بد شانسي من هم اينه كه اصلا اهل پارتي بازي نيست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 17:58  توسط مهدی  |