تبليغاتX
افکار دیجیتال
مالك ملك وجود، حاكم رد و قبول ×× هر چه كند جور نيست، ور تو بنالي جفاست
عاقبت عشق تو از مدرسه بيزارم كرد

                         ۱۴۱۵۲

                    شیراز       ۱۱

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 7:8  توسط مهدی  | 

"در طالع خودم مردي را مي بينم

در آخر عمر و پس از مسير بسيار سخت و طولاني كه طي كرده به يكباره

ميفهمد تمام راه را اشتباه پيموده و ديگر نه فرصتي براي بازگشت مانده و

نه توان و حوصله اي براي جبران.

همان نزديكي روي تخته سنگي مي نشيند و كوله را از پشت به زمين

مي گذارد و از جيب بغلي كوله سيگاري بيرون مي آورد و با كبريتي نم دار

به سختي آن را روشن مي كند. پكي به سيگار ميزند و با حسرت راه دراز

طي شده را مي نگرد و تمام اين سالها را در ذهنش مرور مي كند. با تمام

تنهايي و شكستي كه در روحش احساس مي كند، كوله را به پشت مي گيرد

و مصمم تر از گذشته به راهش ادامه ميدهد"

دقيقا همينجوري هستم . لجباز و پر رو . يه كم هم بيشتر

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 9:38  توسط مهدی  | 

اصطلاحات خفن

باد بزن جیگر: غیبت، پشت سر دیگران حرف زدن که باعث خنک شدن دل برخی، از جمله غیبت کننده می شود.

بادمجون واکس کن: علاف، بیکاره، کسی که کارهای بیهوده انجام می دهد

پارس خودرو: سگی که راه می رود و پارس می کند

پاناسونیک: دختر ناز و خوش اندام

تخم ادیسون: لامپ برق

حسین صافکار: صدام حسین که شهرها را با خاک یکسان می کرد

خر به خراسان بردن: زیره به کرمان بردن

خفن: عالی، ترسناک، بی نقص، خوب و تحسین برانگیز، جالب و دیدنی

خفن بازار: محلی که تیپ خیلی خفن دارد، محلی که اجناس خفنی در آنجا زیاد یافت می شود

 

خلافی داشتن: شکم بزرگ داشتن

خیار شور: آدم بی مزه

دستمالیسم: فرهنگ چاپلوسی

رفتم تو سایتش: تو نخ کسی رفتن

سازمان سنجش: کسی که زیاد سوال می کند

سازمان گوشت: آدم چاق و چله

سفرة الفقرا: روزنامه

سکه رایج بلاد اسلامی: صلوات، چیزی که همه توان آن را دارند

سوار درخت انگور: مست، کسی که شراب زیادی خورده و تلو تلو می خورد

سوپر قلعه: آخر دهاتی بودن

سوراخ جورابتیم: نهایت مخلصی و فروتنی در برابر دوست

سه دروغ بزرگ: دانشگاه آزاد اسلامی

سیامک سنجرانی: سیم و سنجاق، اسباب تریاک کشی در زندان

فضانورد: معتاد به قرص، معتاد به حشیش که خیالات خام دارد

فلفل سبز: سرباز نیروی انتظامی

کاکتوس: مامور نیروی انتظامی

کمپوت هلو: ماشین پر از دختر

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 12:45  توسط مهدی  | 

تو را با سنگها رازيست

گناهي نيست

دل سنگين

اگر با سنگ همراز است.

دلت رو ميدي باهاش گردو هام رو بشكونم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 11:53  توسط مهدی  | 

توجه شما را به شعر منتشر نشده اي از حافظ جلب ميكنم

"الا يا ايها الساقي ادر...."

بعضي ها به اين اندازه وقيح و پر رو هستند.

البته يه كمي كمتر

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 15:13  توسط مهدی  | 

يادم مياد موقع انتخابات رياست جمهوري، وقتي داشت زندگي احمدي نژاد رو نشون ميداد، يه اتوموبيل فرسوده داشت كه به نظرم پژو ۵۰۴ بود.

كارت سوختش رو نمي دوني به كي داده؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 7:29  توسط مهدی  | 

باز هلهله ها تمام ميشود

 من با تمام خاطراتم به حجله ميروم

 عريان ميكنم تن شيشه اي ذهنم را

 به نوش مينشينم شراب تلخ چشمانت را

 به عيش ميفروشم تمام داشته ها و نداشته هايم را

 به آغوش ميكشم تمام مصائبي را كه به من بخشيدي

 ميسوزم از آتشي كه با خرمن گندمهاي گيسويت افروختي

جوانيم را به تو مي بخشم تا گذشته ام را باز ستانم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 11:41  توسط مهدی  | 

از سكوتي كه كردي سرسام گرفتم

لطفا زود تر جواب بده

جوابت هم بايد مثبت باشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 9:0  توسط مهدی  |