تبليغاتX
افکار دیجیتال
مالك ملك وجود، حاكم رد و قبول ×× هر چه كند جور نيست، ور تو بنالي جفاست
به اعتقاد من تمام انسان ها به سه گروه اصلي تقسيم بندي ميشن

گروه اول اونايي كه آهنگ زد بازي رو دوست دارند

گروه دوم اونايي كه وانمود ميكنن آهنگ زد بازي رو دوست ندارن

و گروه سوم !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 9:33  توسط مهدی  | 

قوانین مورفی

 

- هیچ چیزی به آن آسانی که به نظر می‌رسد نیست

- هر كاری بیش از آن حدی که تصور می‌شود طول خواهد کشید.

- اگر احتمال خراب شدن چندین چیز وجود داشته باشد،‌ آن یک خراب می‌شود که بیش‌ترین خسارت را بزند.

- وقایع خودبه‌خود تمایل به بدترشدن دارند

- اگر به نظرمی‌آید که همه چیز به خوبی پیش می‌رود،‌ پس حتما از چیزی صرفنظر کرده‌اید.

- طبیعت همیشه طرفدار خرابی‌های پنهان است.

- غیرممکن است که چیزی را بی‌خدشه ساخت چون احمق‌ها نابغه‌اند.

- هرگاه برنامه‌ریزی بکنی که چیزی را انجام دهی،‌ حتماچیزدیگری به وجودمی‌آید که باید قبل‌اش انجام دهی

- هر راه‌حلی مسایل جدیدی را بوجود می‌آورد.

- احتمال آنكه يك شي آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!

- هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان مي رود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)

- شما هرموقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو مي كنيد مي يابيدش!

- هیچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت!

- زمانيكه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد!

- هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده!!

- وسائل نقلیه مثل اتوبوس وهواپیما وقطاردیرترازموعد حرکت می کنن مگرآنکه شما دیربرسی اون موقعه حتما سروقت رفته.

- هشتاد درصد امتحانات پایان ترم براساس کلاسی است که در آن غایب بوده ای.

- در صورتیکه شانس انجام درست یک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.

- زمانيکه مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك کنيد، هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد!

- قانون بقاء کثيفي : براي تميز کردن هرچيزي، چيز ديگري بايد کثيف گردد!!

- اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد!

- اگر حق با شما باشد، هيچكس حرف شما را باور نخواهد کرد!

- جاده رسيدن به موفقيت، همواره در دست ساختمان است!

- هرگاه چيزي را دوربياندازيد به محض آنكه ديگربه آن دسترسي نداشته باشيد، به آن نياز پيدا خواهيد کرد!

- هرچه عقيده اي مسخره تر باشد، احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!!

- دود سيگار همواره به سمت افراد غيرسيگاري حرکت خواهد کرد، بدون توجه به سمت وزش باد!

- جاي پارك مناسب ماشين، هميشه سمت ديگر خيابان مي باشد!

- براي هرعملي، يك انتقاد مخالف آن وجود دارد!!

- دوستان مي آيند و مي روند، اما دشمنان انباشته مي گردند!

- هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد که علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده، روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد!

- تقريبا داخل شدن به کاري، از خارج شدن از آن آسانتر است!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 16:1  توسط مهدی  | 

اگر در درک شرایط فعلی اقتصادی جهان مشکل دارید، ممکن است داستان زیر به
شما کمک کند:

 

روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستایی‌ها اعلام
کرد که برای خرید هر میمون
۱۰
دلار به آنها پول خواهد داد. روستایی‌ها هم
که دیدند اطراف‌شان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان
کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت
۱۰
دلار از آنها خرید ولی با کم شدن
تعداد میمون‌ها روستایی‌ها دست از تلاش کشیدند. به همین خاطر مرد این‌بار
پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها
۲۰
دلار خواهد پرداخت. با این شرایط
روستایی‌ها فعالیت خود را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی باز هم کمتر و
کمتر شد تا روستایی‌ان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ
کشتزارهای‌شان رفتند. این بار پیشنهاد به
۲۵
دلار رسید و در نتیجه تعداد
میمون‌ها آن‌قدر کم شد که به سختی می‌شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد.
این‌بار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هر میمون
۵۰ دلار خواهد داد
ولی چون برای کاری باید به شهر می‌رفت کارها را به شاگردش محول کرد تا از
طرف او میمون‌ها را بخرد. در غیاب تاجر، شاگرد به روستایی‌ها گفت: «این
همه میمون در قفس را ببینید! من آنها را به
۳۵
دلار به شما خواهم فروخت
تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به
۵۰
دلار به او بفروشید.» روستایی‌ها
که [احتمالا مثل شما] وسوسه شده بودند پول‌های‌شان را روی هم گذاشتند و
تمام میمون‌ها را خریدند... البته از آن به بعد دیگر کسی مرد تاجر و
شاگردش را ندید و تنها روستایی‌ها ماندند و یک دنیا میمون!...

 

به وال‌استریت خوش آمدید

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 12:27  توسط مهدی  | 

خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبیدا این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
 
گفت:
«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.» خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...» نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 7:25  توسط مهدی  | 

من كماكان معتقدم

چاي با ليوان و نوشابه با استکان

در ضمن من اعتقادات ديگري هم دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 14:59  توسط مهدی  | 

تا حالا تو این چت رومای ایرانی رفتی؟

روی کیبورد کلیدهای "س" و "ک" بیشترین کاربرد رو دارند

البته "س" دو برابر "ک"

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 15:0  توسط مهدی  | 

روي پاكت مارلبرو نوشته

سيگار كشيدن باعث سرطان ريه، از دست رفتن سلامتي، نفخ، و احتمال

به خطر افتادن بارداري

اين آخريه حسابي نگرانم كرده

اصلا اين سيگار رو چرا زنونه مردونه نميكنن؟؟!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 16:42  توسط مهدی  | 

يه اصل اساسي براي خونه‌هاي مجردي اينه که ملافه ها يا بوي سيگار

مي‌دن، يا اسپرم.

اينو ديشب فهميدم

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 18:45  توسط مهدی  | 

اگر جرات عاشق شدن نداري

لا اقل لياقت معشوقه بودن را داشته باش

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 12:12  توسط مهدی  | 

وزير كشور در پاسخ به سوال خبرنگاري مبني بر اينكه آنها

 

كه كارت سوختشان مفقود شده است، چه بايد بكنند گفت:

 

با توجه به اينكه در حال حاضر در امر توزيع مشكلاتي داريم،

 

بهتر است فعلا اين گونه افراد از كارت دوستان و آشنايان خود

استفاده كنند!

از كرامات شيخ ما اين است   شيره را خورد و گفت شيرين است

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 16:29  توسط مهدی  | 

پسرهایی که در بوفه دانشگاه

هفت تیرهایشان را از پاکتهای رنگارنگ بیرون میکشند

و برای دخترهای آن سو تر نشسته

با ژست های چنین و چنان

شجاعت دود میکنند

دوئل های عشقی هزاره سوم تغییر ماهیت داده اند

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 11:4  توسط مهدی  | 

شايد قافيه نداشته باشه

ولي وزن داره

حتي اگر اون آفتابه خالي باشه

زماني كه مرز بين قانون و توحش

گردن آويز كردن يك آفتابه است

به گردن هر كس كه ميخواد باشه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 18:49  توسط مهدی  | 

Entry for May 20, 2007

خون گل را در شيشه ميكنند

و بنام گلاب به ما ميفروشند

و ما مشتاقانه دستمان را به خون ، آلوده ميكنيم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 12:48  توسط مهدی  | 

كبد من از كار افتاد

بسكه به سلامتيت خوردم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 12:47  توسط مهدی  | 

دختراني كه در امتداد پياده رو عشوه مي فروشند

و مرداني كه در گذر از كنار آنها، خود را آشكار مي كنند

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 13:50  توسط مهدی  | 

من اعتقاد دارم بايد به اكسيژن احترام گذاشت

يا خوب زندگي كن

يا بمير

اگر خوشت نمياد من اعتقادات ديگري هم دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 17:59  توسط مهدی  | 

خدا جونم

نميشه اون تيكه از بهشت كه سهم مامان منه زود تر بهش بدي اينقدر نگرانش نباشه؟

شايد اين طوري منم زندگي كنم

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:55  توسط مهدی  | 

راستي

چرا بزرگترين كليد كيبورد هيچي تايپ نميكنه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 17:58  توسط مهدی  | 

دخترهايي كه كه ميتوانيد دود سيگار را حلقه كنيد و به هوا بفرستيد

لطفا قبل از خراب شدن پلهاي پشت سر، همه چيز را در نظر داشته باشيد

دخترهايي كه تو ماشين آزادانه سيگار ميكشيد

پلهاي پشت سر فرو ريخته، با اطمينان به پيش برانيد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 17:56  توسط مهدی  |